تو اون کوچه که اسمش دلگشا بود... دلم تنگ کسی هست؟
این ابر ها را از روی سرم میپرانم و فال گوش می ایستم. میگوید من میروم اما همسرم را استخدام کنید. گریه می کند و بازهم جواب رد می شنود.
کسی که متولی استخدام است اگر نامش رئیس است یا هرچه, براحتی دست رد به سینه اش زد و گفت من که نمیتوانم آبروی تشکیلاتم را با یک نیروی سن بالا با عملکرد پایین ببرم!
هرکه نداند من و خدا میدانیم چه پرسنل به درد نخوری را استخدام میکند, صرفا جهت تکمیل حرم سرا !
آرزو میکنم هیچ کسی دست به دامن نامردانِ خود بینِ خود خدا انگار نشود.
او رفت و دوباره ابرها آمدند... تو اون کوچه که اسمش دلگشا بود, دلم تنگ کسی هست... صرفا موزیک پلی می شود ودلم تنگ کسی نیست!
ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48