نفیرسیمرغ

خرید بک لینک
برای تن توکه سرشار از عطر دیگری شدهبرای شانه های تو که پناه دل آشوبه دیگری شدهبرای دست های توکه مهمان دستهای دیگری شدهبرای پلک های توکه در بستر دیگری به خواب می رودبرای لب های توکه برای دیگری لبخند می زند...برای چشم های توکه آینه چشم دیگری است...میخندم و آرزو میکنم سر و سامان هم باشید.خلایق هر چه لایق +نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۵/۱۱ساعت توسط اسماء نفیرسیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: جمعه 12 مرداد 1403 ساعت: 16:45

از باران تردید برگشته استموی مشکی اش زیر نم چشمانش وز کردهو کمر نه چندان باریکش درد میکندبا انگشتان بدون رنگ و لعابش, پرشور, به نوازش گونه های دخترکانش مشغول است...باد می وزد...و زن... در سمت بارانی چتر ...به نشدن ها فکر میکند!+نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۰۳ساعت توسط اسماء | نفیرسیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 13:05

باشد که شبیه شما نباشم خوشا جهان خودم... نفیرسیمرغ...

ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: جمعه 1 تير 1403 ساعت: 18:46

عینک روی نوک بینی ات بود, سرت را بالا و پایین کردی و صدای "نچ" ات در نهایت بی تفاوتی توی سرم پیچید.

میدانم هیچوقت هیچ امیدی به من نداری.

چه کنم که خدا تافته ام را جدا بافته؟

+نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۱/۱۸ساعت توسط اسماء

نفیرسیمرغ...

ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:36

من گفته بودم خسته میشوم از رنگهای تکراری...نگفته بودم ؟!گفته بودم زانوهایم توان دویدن ندارد...گفته بودم اراده کن تا تو را اولین ببینم...گفته بودم از پیگیری خوبی ها محرومم نکن...مرا به هر سویی نکشان...با هر خواستنی مرا آزمایش مکن...دلم را در بند هر مهری نکش...تنهایم مگذار...نگفته بودم؟!تو نگفته میدانی! ای خدای نگفته ها و نشنیده ها...دوباره پناه میخواهمبرچسبها: رمضان, نوروز ۱۴۰۳, نفیرسیمرغ+نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۱/۰۸ساعت توسط اسماء نفیرسیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: شنبه 18 فروردين 1403 ساعت: 4:53

صفحه بندی