خاکم به دهان
در فکرت خیلی چیزها موج می زند... و اتفاقی برایم فاش کرده ای
برایم زنگ خطر به صدا درآمده و گوشم کم شنوا شده
گرمای آفتاب روی کرمهای مغزم که می تابد, متورم می شوند و می میرند. گویی آفتاب نجاست فکرم را می خشکاند اما پاک نمی کند
جسارت به خرج دهم؟ بی پرده بگویم؟
نجاست مغز من از توست!
ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74